عروسی پسر دایی
17 مهر عروسی پسرداییم بود. طبق معمول اول از همه برای نیکا خانم خرید کردیم. بعد از کلی گشتن حاصل خرید یک جفت کفش، یک سارافون، گل سر و ساپورت.
توی عروسی کلی اذیت شد و از شلوغی بدش میومد. ولی تا صدای آهنگ میشنید زودی بلند میشد و می رقصید. اصلا هم پیش بابایی نرفت.
شاهکار نیکا خانم در پایان مجلس


آخه یکی نیست به این نی نی ها بگه چرا اینقدر پا تو کفش بزرگترا میکنید؟
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عروسی پسر دایی 

